![]() |
![]() |
|
|
به فرامين الهي عمل كنيد تا در زمرهي وفاداران به خداوند باشيد...
برگرفته از كتاب جريان هدايت الهي – استاد ايليا رام الله (پيمان فتاحي) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم دی 1386ساعت 15:54 توسط هم پیمان استاد |
|
|
" گام اول هدایت " در تمثیل خانه آتش گفتیم که برای نجات و رهایی افرادی که در آن محل هستند ، گام اول هدایت به جانب زندگی حقیقی ، گام اول رهایی و ره یافتن به حانه ی آرامش و شادی حقیقی ، بیدار کردن خفتگان ( آنهایی که هنوز نمرده اند) بوده است. این بیدار شدن از خواب ، اولین مرحله از مراحل سه گانه پیوستن به لایتناهی و ظهور نور محض است. اما بیدار شدن یعنی چه ؟ می خواهیم از زوایای دیگری به " بیداری از خواب " به گام اول هدایت الهی نگاه کنیم. گام اول حرکت بازگشت به خداوند اینست که " آگاه شویم که نمی دانیم" گام اول ، < ادراک کامل > وضعیت کنونی است. بدانیم که در توهم زندگی می کنیم ، آنچه فکر می کنیم و می دانیم ، در واقع همین توهم است. این همان به خود آمدن و هوشیار بودن است. مرحله ی اول هدایت ، فهم کامل روند گذشته و کنونی زندگی است . اعترافی است با همه ی وجود ، مبنی بر اینکه تا حالا اشتباه می کردیم و گمراه بودیم . اعتراف به اینکه : نمی دانیم و نمی توانیم . این به معنای تسلیم شدن است . می دانیم که نمی بینیم ، نمی شنویم ، نمی دانیم ، نمی توانیم و قادر به کار درست و متعالی نیستیم پس خود به خود تسلیم می شویم ، تسلیمی همه جانبه به همه ی اجزای وجود. تا انسان " نادانی و ناتوانی " همه جانبه و کامل خود را درک نکند ، تسلیم واقعی ممکن نیست. در گام اول بازگشت به خداوند ، انسان باید دریابد که " چیزی نیست و چیزی ندارد " . هرچه می کند اشتباه ئ رنج آور است. هر چه می خواهد ، هرچه می اندیشد، همه ی حرکاتش انحراف است و به بیماری و مرگ می انجامد. در این مقطع ار حرکت ، انسان باید با گفتار ، عمل ، حالات و رفتار خود ، به همه چیز اعتراف کند. اعتراف صرفا کلامی ، نه کافیست و نه کارساز. در این مرحله ، با همه ی وجود خود ، می بایست به نادانی ، ناتوانی و ضعف ، گناه ، انحراف ، اشتباه و گمراهی خود اعتراف کنید. فرد وقتی بیدار شد اعتراف می کند که اگر تا حالا در این منزل آتش و نابودی مانده ، در خواب بوده ، حالا که بیدار شده ، دیگر نمی ماند... در گام اول هدایت ، باید تسلیم شویم. کاملا تسلیم شویم . همه چیز را در اختیار و در دسترس نجات دهنده قرار دهیم ، به او اعتماد کنیم و کار نجات را به او بسپاریم ... چگونه ممکن است اعتراف انسان ، کامل باشد؟ چه وقت گفتار انسان درست و صحیح است ؟ هنگامی که اعتراف ما از روی درک و مشاهده ی کامل باشد ، صحیح و مورد پذیرش است. اعتراف کلامی به تنهایی ارزش چندانی ندارد. قدم اول ، درک و مشاهده ی کامل است . این کامل بودن و فهم و هوشیاری بسار حائز اهمیت است. اگر درک ، ناقص باشد ، عمل ناقص است ، عزم جزم نمی شود ، اعتراف ، کامل نبوده و خروج از وضعیت فعلی ممکن نیست... در حرکت اول ، باید درک کنید و بفهمید . تفکر کنید و ببینید. به خود بیایید تا خود را در یابید ... هرچیزی علامتی دارد ، کسی که می فهمد ، این فهم و ادراک از عمل او ، از حالات و رفتارش و ازتغییراتی که در زندگیش پدیدار می شود ، معلوم می گردد. شعار دادن نشانه ی فهم نیست. هر ادراکی ، خود به خود ، تغییر و تحولی را ایجاد می کند . اگر درک کامل باشد ، تعییر ، کامل و اگر ناقص باشد ، تعییر هم ناقص است. اگر این تغییر کامل و این تعییر مسیر حرکت پدیدار شد ، می توانیم بگوییم گام اول طی شده .... مقطع اول هدایت الهی ، بازکردن چشم هاست ، باید چشم ها را باز کنیم تا ببینیم و گوش فرادهیم تا بشنویم آنگاه درک کامل ، حاصل می شود و به دنبال این درک کامل ، " توقف کامل " و حرکت متعالی .... وقتی متوجه شدید که در اشتباهید و در مسیر گمراهی و هلاکت حرکت می کنید ، دیگر به حرکت خود ادامه نمی دهید . اگر واقعا متوجه شده باشید ، پس متوقف می شوید . همه ی ابعاد زندگی ، لحظه ای سکون می یابد کاملا بی حرکت برای لحظه ای. این لحظه توقف کامل ، قدم اول تعالیم معلم الهی است. اینجاست که می فرماید : " بایست و بدان که من خدای تو هستم " ... تاکنون حرکت زندگی شما ، از سنخ معینی بوده ، از سنخ تاریکی و کنیت . برای شروع یک حرکت متعالی که به زندگی متعالی منجر شود ، نمی شود جرکت قبلی را بگیرید و به حرکتی جدید ، به حرکتی الهی تبدیل کنید . اینطور فقط می توانید خود را فریب دهید و راضی کنید. تاریکی به نور بدل نمی شود . حرکت قبلی که از نوع تاریکی و منیت بوده ، شاید به ظاهر ، شکل و شمایلی الهی و نوین به خود بگیرد اما این تنها ادا درآوردن و نمایش بازی کردن است. حرکت شیطانی با حرکت الهی سنخیت ندارد و قابل تبدیل به آن نیست . هر چند بیشتر انسان هایی که ظاهرا هدایت شده اند ، به این عمل احمقانه و خود فریبانه اقدام کرده اند ... برای آنکه حرکت تاریک و خود پسندانه جای خود را به حرکت عاشقانه و الهی بدهد ، تبدیل و تظاهر ، راه حل نیست . لحظه ای توقف کامل ، کفایت می کند. باید کاملا متوقف شوید. همه چیز باید برای لحظه ای متوقف شود . تنها " لحظه ای ایست کامل " کفایت می کند. قدم اول زندگی متعالی ایست کامل است... عمری در جهت دورشدن از معشوق دویده اید ، حالا در بین راه متوجه می شوید که دارید دور می شوید ، اگر واقعا بفهمید و متوجه شوید ، ایمان بیاورید و یقین کنید ، می ایستید . سپس بر خلاف جهت قبلی دویدن را شروع می کنید. اما اگر در طول دویدن و دور شدن ، خوب تفکر نکنید و کاملا متوجه نشوید دچار شک و تردید خواهید شد. گاهی کند و گاهی تند می روید ، گاهی به چپ و گاه به راست یا مارپیچ می روید اما اغلب به دور خود می چرخید .... نظرات ، دانسته ها ، برداشت ها ، قضاوت ها و تصمیمات شما به رویاهای در خواب می ماند. توهم است. اندیشه ها و احساسات دروغین است زیرا وقتی از خواب بیدار می شوید و به یاد رویاهایتان بیفتید متوجه می شوید که همه ی نظرات و تصمیماتتان اشتباه و غلط بوده هرچند که ظاهرشان خوب یا بد بوده است . رویا ، رویاست چه ظاهرا خوب باشد ، چه بد ... گام نخستین ظهور الهی و بازگشت به خداوند اینست که آگاه شویم همه ی ذهنیاتمان اشتباه و غلط است. واقعیت ندارد ، بلکه رویاست. توهم و تاریکی است. وقتی فرد این واقعیت را درک می کند که از خواب بیدار شده باشد . وقتی کذب و نادرست بودن نظرات و برداشت ها آشکار شد. آنگاه از همه ی آنها رها می شوی. دربند نیستی. ازآنها دشت می کشی. معتقد نیستی که چه چیزی درست یا غلط است. اصلا مطمئنی که " چیزی نمی دانی " و این گونه جریان شعور الهی جاری خواهد شد... ئقتی فهمیدی که همه ی تصمیمات و قضاوت هایت پایه و اساسی دروغین دارد ، پس می پذیری که خودش هم دروغ و نادرست است. بنابراین در اولین قدم ، با این درک کامل ، انسان از هرگونه قضاوت و تصمیم گیری دست بر می دارد. ذهن ، خود به خود ساکت می شود . زیرا فهمیده که همه ی این قیل و قال ها دروغ و رویاست . این سکوت کامل ، شروع هدایت است .... آنگاه که جهالت و نادانی خود را دیدی ، به سوی دریافت دانش حقیقی ، به سوی اسرار الهی ، روان می شوی. به شدت و با اشتیاقی آتشین جویای اسرار می شوی . ذهن و قلبت نرم و پذیرا می گردد. آن وقت کاملا برای دریافت تعالیم اسرار آماده و مهیا هستی . خود را دراختیار استاد حق قرار می دهی ، پیام الهی و رهنمودهای معلم الهی را کاملا می پذیری ، بدون هیچ شک و تردیدی ، زیرا شک و تردید ، تعارضی است میان آنچه می دانیم و آنچه قرار است بدانیم ولی وقتی متوجه شدی که چیزی نمی دانی ، هرگونه تعارضی از میان می رود و ایمان می آید . این ایمان ، نقطه ی آغاز است .... تسلیم بودن ، سکوی پرش است . پرشی به دریای بیکران الهی . مرحله ی اول پرواز اینست که تسلیم باشیم یعنی از روی سکوی پرش ، به جانب دریای بیکران حق ، شیرجه بزنیم ، مرحله ی دوم ، رها شدن در آسمان ، از سکوی پرش تا دریاست . مرحله سوم ، غرثق شدن در دریا و یکی شدن با آن است ... چه کسی تسلیم است ؟ آن که با چشمان خود می بیند که همه ی تصمیمات و قضاوت هایش اشتباه و نادرست هستند ، چون هر حرکتی که از جانب "من" باشد زیانبار و گرفتارکننده است ، هر حرکتی چه در درون و چه در بیرون . بنابراین به شعور و قدرت هدایت کننده ، در برابر جریان الهی تسلیم می شود ، نه فقط با اعمال و گفتار بلکه با ذهن و قلب خود ... باید خود را به هدایت کننده ( روح خدا ) بسپاریم . خود را در اراده ی او رها کنیم. زیرا او از خود اراده ای ندارد ، اراهده ی او ، اراده ی خالق متعال است. به نجات دهنده ایمان داشته باشیم و پذیرای او شویم. به طوری که نظر او ، نظر ما ، اراده ی او ، اراده ی ما و میل او ، میل ما باشد. در این حالت خود به خود به مرحله ی دوم وارد شده ایم .... ادامه دارد ... از کتاب جریان هدایت الهی استاد پیمان فتاحی ( استاد فتاح ) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 15:59 توسط هم پیمان استاد |
|
|
من كيستم؟ اين، چه زماني است؟ بايد به كجا بروم؟ چگونه بايد بروم؟ اكنون، چكار بايد بكنم؟ در هر زمان چه كاري بايد انجام دهم تا به هدف نهايي خويش نايل شوم؟ هر كاري را چگونه (به بهترين شكل ممكن) ائجام دهم؟ (...) بشر براي پاسخ به هر كدام از اين سؤالات به تلاشي چند هزار ساله دست زده ليكن هنوز نيز در امتداد آن تلاش، كاملاً موفق نشده. علوم و تمدن هاي ظاهري و باطني در راستاي اين سؤالات متولد شده و رشد كردند. در حال حاضر، اين مسائل به نسبت هاي مختلف براي عامة بشر لاينحل مانده است. براي پاسخ گويي به آن، دو راه در پيش است: حركت در امتداد همان تلاش جمعي چند هزار ساله، كه از اين طريق ديگر زمان و فضاي كافي را براي بهره گيري در اختيار نخواهد داشت. در اين راهاو بايد به بسياري از علوم، روش ها، قواعد و قوانين جهان بيروني و علوم ظاهري آگاهي يابد تا نهايتاًٌ بتواند به نسبتي، سؤالات حياتي خويش را، شايد كه پاسخ بدهد. بهره گيري كافي از زندگي با اين روش عمري مانند نوح و همتي چون همة كاشفان و هنرمندان بزرگ دنيا دارد. راه ديگر، فراگيري علوم باطني و روش هاي اسرار آميز است. معلمين اسرار در طول تاريخ از اين طريق به دنبال حل مسائل بنيادي انسان بودند. علم تفسير تغييرات و معني كردن علائم و نشانه هاي دروني و بيروني، هنرهاي انرژي زائي و روشن بيني (...) فراگيري هر كدام از اين رشته هاي علوم ماورايي نيز به زماني طولاني و انرژي بسيار بالائي نيازمند است. بنابراين يادگيري شيوه هاي اسرار آميز هم پاسخ گو و عملي نخواهد بود. تنها راه عملي و كامل انسان براي پاسخ گويي به اين سؤالات و ارضاء اين خواسته ها و تمايلات باطني، همانا تبعيت از جريان هدايت الهي است كه كلية اسرار الهي و تعاليم حق را در خود دارد. تسليم در برابر روح خدا، كه خود، معلم و تعليم دهندة اسرار هستي و زندگي است. در پيروي از جريان حقيقت، فرد هر كاري را در زمان خودش و به بهترين وجه ممكن به انجام مي رساند. او از نوعي جريان شعور الهي تغذيه مي كند. بنابراين باطناً آگاه است كه از كجا آمده و به كجا مي رود. و چكار بايد بكند. او براي بهره مندي از چنين فيض عظيمي و دستيابي به اين فتح بزرگ، نياز به تمرينات و مجاهدات طولاني و تحقيقات و تفكرات چند هزار ساله ندارد. او در همان مكان و در همان زماني كه هست، از جريان الهي تغذيه كرده و آن را دريافت مي كند. و اين هنر زندگي متعالي است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 18:30 توسط هم پیمان استاد |
|
|
تعليم يكي
قيمت هر چيز را با دوست داشتن آن ميتوان نشان داد. هر چيزي را با تمام وجودت دوست داشته باشي براي تو خواهد بود و به زندگي تو خواهد آمد. وقتي «يكي» را ميخواهي، بيچاره ميشوي و چاره اي جز آن يكي نداري. اين بيچارگي نشانه اي از خواستن يكي است. اگر غير از يكي چاره ديگري داشتي، خودت را بازي داده اي. تنها كسي عبور ميكند و مييابد كه يك راه و فقط يك خودت را بازي داده اي. تنها كسي عبور ميكند و مييابد كه يك راه و فقط يك راه در پيش دارد. كسي كه چند راه دارد هرگز عبور نميكند. او براي هميشه سرگردان ميماند. وقتي بدون يكي تصور زندگي محال شد آنگاه نشانه اي از ملحق شدن تو به يكي پديدار شده است و پيوند جاودانه با يكي رخ دادنيست. ( ايليا «ميم» – پيمان فتاحي)
خداوند را دوست بداريد تا به او ايمان بياوريد. آنگاه از او بخواهيد، بي شك اجابتنان ميكند. )استاد ايليا «ميم»( رام الله
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 15:12 توسط هم پیمان استاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 آذر 1386 |
| پیوندها |
|
مدافعان ایلیا یاران وفادار استاد پیمان فتاحی لمس حضور خدا حامیان استاد ایلیا استاد فتاح را از 209 آزاد کنید رام هوالحـــــــــــــــــــی و القیوم |
|
RSS
|